تابوتم فردا از کوچه ات میگذرد ، چشم مپوشان ، این مرده همان است که بیمار تو بود !

داشتم از غصه ها برایش میگفتم ، فکر کرد قصه است ... خوابش برد ...  !

روی بالشی که از مرگ پرنده ها پر است... نمی توان خواب پرواز دید !

سـاده نیســت گذشتن از کســی کــه ؛ گذشتــه هایت را سـاختــه است ...!

موهای سرش سفید شده بود کودکی که یواشکی دفتر خاطراتم را می خواند ... !