با چشمان بسته به تو خیره شده ام...
به یاد ثانیه های بودن با تو...
و قرن های بدون تو...
انگشتان سبابه دو دستم را در هوا می چرخانم...
به نیت رسیدن به تو...
و به هم نزدیک می کنم...
نوک انگشتان به هم رسیدند...
اما...
ما نرسیدیم...
+ نوشته شده در ساعت توسط گناه کار
|